تبلیغات
کانون فرهنگی هنری ولی عصر(عج) مشهدالرضا - سخنان رهبر معظم انقلاب:



<-BlogDescription->

سخنان رهبر معظم انقلاب:
رهبر معظم انقلاب:

معنا صبر در سه عرصه طاعت،معصیت و مصیبت

صبر بر طاعت یعنى وقتى كه یك كار لازم را، یك كار واجب را، یك امر عبادى را، اطاعت خدا را می‌خواهید انجام بدهید، از طولانى شدن آن ملول و خسته نشوید...


در باب صبر شنیده‌اید، معروف است، روایات متعددى هم دارد كه صبر در سه عرصه است: صبر بر طاعت، صبر از معصیت، صبر در مصیبت. این، روایات فراوانى دارد و شنیده‌اید.
 
صبر بر طاعت یعنى وقتى كه یك كار لازم را، یك كار واجب را، یك امر عبادى را، اطاعت خدا را میخواهید انجام بدهید، از طولانى شدن آن ملول و خسته نشوید؛ میان راه رها نكنید. حالا مثلاً در امور عبادى ظاهرى، شخصى، فرض كنید كه فلان نماز مستحبى كه طولانى است، یا از فلان دعاى طولانى انسان خسته نشود؛ این صبر بر اطاعت یعنى این. از ادامه‌ى روزه‌ى ماه رمضان، از ادامه‌ى توجه به خدا در نمازهاى واجب و فرائض، از توجه به قرآن، انسان ملول نشود؛ خسته نشود. این صبر بر طاعت است.
 
صبر از معصیت یعنى در مقابل معصیت، كف نفس كردن، باز همان استقامت، باز همان استحكام. در مقابل اطاعت، استحكام آن‌جور است؛ در مقابل معصیت استحكام به این است كه انسان جذب نشود، اغوا نشود، تحت تأثیر شهوات قرار نگیرد. یك جا شهوت جنسى است، یك جا پول است، یك جا مقام است، یك جا محبوبیت و شهرت است؛ اینها همه شهوات انسانى است. هر كسى یك جور شهوتى دارد. اینها انسان را به خودش جذب نكند در وقتى كه در راه رسیدن به آن، یك عمل حرامى وجود دارد. مثل بچه‌اى كه براى رسیدن به آن ظرف شیرینى مثلاً، حركت میكند، دیگر وسط راهش پارچ آب هست، لیوان هست، ظرف چینى هست، متوجه نیست؛ میزند، میشكند. انسانى كه مجذوب گناه شد، اینجورى است. نگاه نمیكند كه بر سر راهش چه هست. این خطرناك است؛ چون انسان غافل هم هست. انسان در آن حال متنبه نیست، ملتفت نیست، غفلت دارد؛ از این بى‌توجهىِ خودش غافل است. بچه ملتفت نیست كه «ملتفت نیست»؛ توجه ندارد كه به این پارچ آب یا به این ظرف چینى یا به این گلدان قیمتى دارد بى‌توجهى میكند. به نفس این بى‌توجهى، بى‌توجه است. لذاست كه خیلى باید چشممان را باز كنیم؛ احتیاط كنیم كه دچار این غفلت مضاعف نشویم. این صبر از معصیت است.
 
صبر در مصیبت هم كه معنایش این است كه حوادث تلخى براى انسان پیش مى‌آید؛ فقدانها، فراغها، مرگ و میرها، دست‌تنگى‌ها، بیمارى‌ها، دردها، رنجها و از این قبیل حوادث تلخ. این حوادث انسان را در هم نشكند، خیال نكند كه دنیا به آخر رسیده است. این سه عرصه براى صبر است كه هر سه عرصه هم داراى اهمیت است. اینكه فرمود: «اولئك علیهم صلوات من ربّهم»، در واقع خداى متعال براى همه‌ى اینها صابر را مورد صلوات و رحمت خود قرار داده است.
 
یك نكته‌اى كه در اینجا وجود دارد، این است كه این سه عرصه گاهى در مسائلِ صرفاً شخصى است، مثل همین مثالهائى كه به ذهن مى‌آید و همه میدانیم و عرض شد؛ گاهى در مسائل غیر شخصى است؛ مسائل اجتماعى، مسائل عمومى، یا به تعبیر دیگر، مسائلى كه سر و كار دارد با سرنوشت یك مجموعه؛ یك امت، یك ملت، یك كشور. فرض بفرمائید آن اطاعتى كه انسان باید بر آن پا بفشارد، اطاعتى است كه اگر آن را انجام بدهیم یا ندهیم، به سرنوشت یك كشور ارتباط پیدا میكند. فرض بفرمائید اطاعت جهاد فى سبیل‌اللَّه مثلاً، در دوران دفاع مقدس. رفتن به جبهه یك اطاعت بود دیگر. ایستادگى در امر دفاع از كشور و دفاع از نظام یك امر لازم و یك اطاعت بود. ایستادگى بر دفاع چیزى نبود كه فقط مربوط به شخص خود انسان باشد. هر رزمنده‌اى كه میرفت، در واقع داشت سرنوشت كشور را با رفتن خود و ایستادگى خود رقم میزد. یك وقت اطاعت این جور است. یا فلان كار بزرگ را كه شما نماینده‌ى مجلسید یا وزیرید یا مدیرید یا نظامى هستید یا در یك مؤسسه‌ى فرهنگى مشغول كارید - هر كدامى در هرجا كه مشغول كار هستید - و اقدام لازمى را باید انجام بدهید، این اقدام، اطاعت است؛ اطاعت خداست؛ خدمت به بندگان است. این یك جهتِ اطاعت به خدا، وظیفه‌ى در نظام اسلامى است. این هم یك جهت دیگر اطاعت از خدا. مأمورین این دستگاه، این نظام الهى، كارهائى كه انجام میدهند، وظائف الهى است كه دارند انجام میدهند؛ از صدر تا ذیل. اگر چنانچه از این كار شما خسته شدید - مأمور انتظامى هستید، خسته شدید؛ مأمور اقتصادى هستید، خسته شدید؛ مأمور امنیتى هستید، خسته شدید؛ مأمور سیاسى هستید، خسته شدید - این بى‌صبرى است. این خلاف توصیه‌ى «واستعینوا بالصّبر و الصّلاة» است. به صبر استعانت كنید و از صبر كمك بگیرید.
 
یا یك چیزى كه معصیت است. معصیتى كه تبعه‌ى آن، دنباله‌ى زشت و ناخوشایند آن فقط دامنگیر شخص شما نمیشود. «و اتّقوا فتنة لا تصیبنّ الّذین ظلموا منكم خاصّة». گاهى یك چیزهائى است كه انسان یك حركت خلافى را انجام میدهد، یك حرف نابجائى را میزند، یك اقدام نابجائى را میكند، یك امضاى نابجائى را میكند - ما مسئولین وضعمان این‌جور است - كه تبعاتش دامنگیر یك كشور یا یك جماعتى از كشور یا یك قشر میشود. این شد گناه. اینجا صبرِ از معصیت، معناى عظیمترى پیدا میكند. این صبر با آن صبرى كه شما مثلاً در مقابل یك رشوه قرار گرفته‌اید، صبر میكنید و رشوه را نمیگیرید، فرق میكند. این بسیار كار ممدوحى است، بسیار كار بزرگى است؛ اما یك صبر در مقابل یك گناه شخصى است. از این بالاتر، صبر در مقابل گناهى است كه این گناه فقط دامن شخص را نمیگیرد، دامن مجموعه را میگیرد. پس صبرِ از معصیت، چنین میدانى دارد.
 
صبرِ بر مصیبت هم همین‌جور است. مصائب گاهى مصائب شخصى انسان است، گاهى مصائب عمومى است. الان فرض بفرمائید مسئولین كشور با توطئه‌هاى گوناگون، با تهمتها، با بدگوئى‌ها، با اهانتها و افتراهاى صریح مواجهند؛ مى‌بینید دیگر توى این مجموعه‌ى عظیمِ ارتباطات بین‌المللى و این خبرها و رسانه‌ها و نوشتارها و گفتارها، چقدر حرف زده میشود. علیه اسلام جداگانه؛ یعنى علیه جمهورى اسلامى به خاطر اسلام، علیه جمهورى اسلامى به خاطر انقلاب؛ علیه جمهورى اسلامى به خاطر تك تك آرمانهاى نامطلوبِ از نظر استكبار؛ و علیه جمهورى اسلامى به خاطر بعضى از اشخاصى كه در جمهورى اسلامى هستند كه آنها نمى‌پسندندشان. یعنى علیه جمهورى اسلامى از طرق مختلف، به جهات مختلف این تهاجمات هست. خوب، اینها مصیبت است، صبر كردنش هم آسان نیست. بعضى از سران و مسئولان دنیا كه ما آنها را از نزدیك دیده‌ایم و از حالات بعضى‌شان شنیده‌ایم، هستند كه اینها گاهى یك زوایه‌ى بسیار بازى پیدا میكنند از اهداف و خط مستقیمى كه به خیال خودشان ترسیم كردند؛ فقط به خاطر همین مسائل و ملاحظات بین‌المللى و اهانتهاى بین‌المللى. تحمل اینها برایشان سخت است. پس این هم صبر در مصیبت.
 
بنابراین صبر را با همه‌ى اهمیتى كه دارد در این سه عرصه، یك بار در مسائل شخصى باید ملاحظه كرد - كه مهم است و من و شما بیشتر از دیگران باید به آن اهمیت بدهیم - یك بار در عرصه‌ى مسائل اجتماعى و سیاسى و عمومى و ملى و همگانى كه آن مخصوص من و شماست؛ یعنى مبتلا به آحاد مردم نیست؛ آنها اینجور چیزهائى ندارند؛ مال ماهاست؛ مال من است، مال شماى دولتى است، مال شماى قضائى است، مال شماى نماینده‌ى مجلس است، مال مسئولین است. در هر دو مرحله، در هر دو سطح بایستى این سه عرصه را مورد نظر قرار داد و از صبر كمك گرفت؛ از صبر استعانت كرد.

::
نویسنده : علی اختری
تاریخ : پنجشنبه 17 مرداد 1392